آ ه ه ه ه
دیگر نمی توانم راه بروم
نه دیگر توان راه رفتن در من نیست
دیگر نمی توانم قدم بزنم
وقتی تو نیستی
چگونه
چگونه قدم بزنم
جگونه کوچه هایی که باهم گذراندیم
من تنها بگذرانم
نه
در توان من نیست
کاش بودی
کاش بودی
کاش بودی تا گلویم پور از این بوغض نشود
کاش بودی
کاش بودی
کاش بودی تا دوست داشته شدن را حس کنم
نه تو ماندیو
نه من
تو که رفتی منهم رفتم از یادت |
About![]()
دل من این پرنده ی صحرا آسمانش را در چشمان تو یافته است . آنها گهواره ی بامداد و ملکوت ستارگانند. ترانه های من در اعماق آنها گم شده است . بگذار در آن آسمان در بی کرانگی غمناک آن به پرواز درآیم ىگذار ابر های آن را بشکافم و در آفتاب آن بال بگشایم
Home
|
| |
نام : | |
وب : | |
پیام : | |
2+2=: | |
(Refresh) |
خبرنامه وب سایت:
آمار
وب سایت:
بازدید دیروز : 20
بازدید هفته : 64
بازدید ماه : 58
بازدید کل : 168896
تعداد مطالب : 546
تعداد نظرات : 115
تعداد آنلاین : 1